X
تبلیغات
تهاجم فرهنگی
تاريخ : یکشنبه یکم بهمن 1391 | 15:36 | نویسنده : حسین
توجه داشته باشید *حجابی* که اسلام قرار داده است

برای حفظ ارزش های شماست.

هرچه را که خدا دستور فرموده است،

چه برای مرد چه برای زن

برای این است که آن ارزش های واقعی که اینها دارند

و ممکن است به واسطه ی وسوسه هاس شیطانی

یا به دست های فاسد استعمار پایمال شوند

این ارزشها زنده بشوند.

**************************************

*حجاب برتر، به زنان ما عفت، به مردان ما غیرت

و به جامعه ما عزت می بخشد*


برچسب‌ها: حجاب, عکس, دین

تاريخ : سه شنبه بیست و ششم دی 1391 | 17:10 | نویسنده : حسین
یادت باشد
عالم مجازی هم محضر خداست!


برچسب‌ها: متن, جالب, اينترنت

تاريخ : یکشنبه دوم مهر 1391 | 22:41 | نویسنده : حسین

ای دوست به حنجر شهیدان صلوات / بر قامت بی سر شهیدان صلوات

خدا می داند اگر پیام شهدا و حماسه های انها را به پشت جبهه منتقل نکنیم گنه کاریم . . .


دفاع مقدس


آیا میدانید دلیل اینکه شما الان با آرامش و امنیت کامل ، این متن رو میخونی

از جان گذشتگی هزاران شهید است ؟

این ابر مردان را فراموش نکنیم . . .

.

.

.

شهیدان از می توحید مستند / شهیدان سرخوش از جام الستند

نمردند و نمی میرند هرگز / شهیدان زنده ی جاوید هستند . . .
هفته دفاع مقدس گرامی باد

دفاع


برچسب‌ها: دفاع مقدس, جنگ

تاريخ : جمعه سیزدهم مرداد 1391 | 15:45 | نویسنده : حسین
امیدوارم نماز روزه هاتون قبول باشه....

ادامه پست قبل......

گرچه«عفاف»خصلت هرانسان بافضیلتی،اعم ازمردوزن است اماوجودآن درزنان ودختران ارزش بیشتروبرتری دارد.زیرا زن،مظهرجمال خلقت است واین زیبایی هم درباطن وهم درظاهر اومتجلی است وهم چنین ازسوی دیگر،زن کانون«عفاف»خانواده است.همواره ندایی درونی اورابه پاکدامنی فرامی خواند.گویاروح بزرگ اونمی پسنددکه بازیچه ی خواسته های پست وحقیرناپاکان شود.(البته این جمله دراین روزها صدق نمیکنه متاسفانه)ازاین رومی کوشدآراستگی اودرجامعه به گونه ای باشدکه گوهر زیبای وجودش ازنگاه نااهلان دوربماندو روح بلندش تحقیرنشود.(بازهم این جمله دراین روزها برای زن های ماصدق نمیکنه)اودرمی یابدکه اعطای هرکمالی ازجانب خدا،مسئولیتی رانیزبه همراه می آورد.

عرضه ی نابجای زیبایی،به جای گرمی بخشیدن به کانون خانواده،«عفت»و«حیا»را ازبین میبرد واین دوگوهرمقدس راازاو می گیرد.


نظریادتون نره....



تاريخ : یکشنبه هجدهم تیر 1391 | 14:53 | نویسنده : حسین
عفاف یک حالت روحی وفضیلت اخلاقی است که سبب می شودانسان اندام ظاهری خودراوسیله ی خودنمایی وجلب توجه دیگران قرارندهد واجازه ندهدناپاکان از او سوءاستفاده کنند.این تعریف عفاف بودوحال چندویژگی انسان عفیف رانام می بریم.

انسان عفیف حیادارد ازاین که دیگران به خاطربدنش به اوتوجه کنندکه جوانان امروزمامخصوصا دختران چنین چیزی راندارند منظورهمان حیاست.حیا درجامعه ماازبین رفته وبه همین دلیله که چنین وضعیتی برایمان پیش آمده.ویژگی بعدی این است که انسان عفیف دروجودخودارزش های والاتری می یابدکه می تواندتحسین واحترام دیگران رابرانگیزد.انان عفیف آراسته است اماآراستگی اوبه گونه ای است که جسم اووسیله ی جلب توجه دیگران قرارنمی گیرد.

به همان اندازه که رشته های عفاف درروح انسان ضعیف می شود،نوع آراستگی به خصوص آراستگی درپوشش تغییرمی کندوپوشش جنبه ی خودنمایی به خودمیگیرد.ماننداوضاع امروزما که رشته ی عفاف واقعادروجود افرادسست شده ولباس پوشیدن آنها جنبه ی خودنمایی به خودگرفته است.اماهراندازه که این رشته مستحکم شود،پوشش وآراستگی ظاهری جلوه گاه زیبایی های روح وشخصیت متعالی می گردد.

امام صادق(ع) دراین باره می فرماید:

«لباس نازک وبدن نمانپوشید؛زیراچنین لباسی نشانه ی سستی وضعف دین است.»

ای کاش مردم مااین حرف رو می فهمیدن...ای کاش

این مطلب ادامه دارد منتظرباشید....

نظریادتون نره



تاريخ : سه شنبه سیزدهم تیر 1391 | 15:36 | نویسنده : حسین
درپست قبل به آراستگی درشیوه ی پیامبران و امامان توضیح دادیم ودراین پست تناسب میان ظاهر وباطن درآراستگی را توضیح میدهیم:

ظاهر هرکس تجلی اندیشه وباوراوست واندیشه ها،اخلاق و روحیات،اعمال وظواهررا می سازند وشکل می دهند.از سوی دیگر،رفتارهای ظاهری نیز به تدریج براطن انسان تاثیرمی گذاردوروحیه ی فردرا تغییر می دهد.

البته ممکن است انسان های ریاکارخودرادرمیان جمع خوب جلوه دهند،درحالی که باطن زشتی داشته باشند.امااین ظاهرزیباعریتی و موقتی است ونمی تواندازچشمان تیزبین انشسان های خردمندمخفی بماند.بالاخره،باطن زشت آنان آشکار می شودوخودرا نشان می دهد.

برخی نیزبرای توجیه ظاهرنامناسب خودبه این جمله متوسل می شوند که«دل باید پاک باشد،ظاهرچندان اهمیتی ندارد!»اماآنهافراموش کرده اند که باطن پاک وباحیا وعفیف،ظاهر پاک وباحیارا به دنبال داردوهمان طورکه گفته اند،«ازکوزه همان تراودکه دراوست.» متاسفانه این همان جمله ایست که جوانان ما در این دوره وزمانه می گویند اماغافل ازاین اند که بااین کاردرحال ازبین بردن باطن خود هستند.

  حقیقت این است که دل به هرجارود عمل هم به همان جامی رود.

درپست بعدی به تعریف عفاف وعزتمندی وآراستگی می پردازیم.



تاريخ : یکشنبه یازدهم تیر 1391 | 12:40 | نویسنده : حسین
باعرض سلام و معذرت خواهی به علت این که یه ذره مطلب های مهم رو دیر گذاشتم براتون ولی عیب نداره دوباره اومدم و با قدرت ادامه میدیم.

دراین ژست به توضیح عفاف وآراستگی و خودنمایی می پردازیم.

درابتدا به آراستگی از نظر پیامبروامامان و پیشوایان می پردازیم:

پیشوایان ما نه تنها درزیبایی باطنی خود می کوشیدند بلکه به زیبایی وآراستگی ظاهرهم توجه داشتندویاران خودرا نیز به رعایت آن دعوت میکردند.به طور مثال:

رسول خدا(ص)می فرمایند:«لباس سفیدوروشن بپوشید که پاک تروپاکیزه تر است.»

وهمچنین امام علی(ع)می فرماید:«آراستگی از اخلاق مومنان است.»

ویک عالمه از این حدیث ها که دیگه اینجا ننوشتمشون.

وامادرادامه:

این شیوه ی رسول خداوسایرپیشوایان ماسبب شدکه مسلمانان دراندک مدتی به آراسته ترین وپاکیزه ترین ملت ها تبدیل شوندوالگو و نمونه سایر ملت ها قرارگیرند (اما امروزه به دلیل عمل نشدن به اسلام وکم کاری مسولین متاسفانه غربی ها الگوهای ما در لباس پوشیدن شده اند )و اما آراستگی اختصاص به زمان حضوردر اجتماعات و معاشرت ها ندارد.بلکه شامل زمان حضور درخانواده وازآن مهم تر زمان عبادت نیز می شود.استفاده ازعطر،شانه زدن موها،وشیدن لباس روشن وتمیز و اک بودن تمامی بدن از توصیه های مهم آنان هنگام عبادت است.(که امروزه هیچکدام رعایت نمی شود)تکراردائمی نمازدرشبانه روز،این آراستگی و پاکی رادرطول روز حفظ می کندوزندگی را پاک و باصفا می سازد.

این مطلب به پایان رسید در پست بعدی به تناسب ظاهرو باطن در آراستگی وجه می شودو توضیحاتی در این باره داده میشود.



تاريخ : یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1391 | 12:46 | نویسنده : حسین

کدام عنوان مناست است؟
1-باغبان فداکار
2-اثـــــــــرات بی شوهری و فشــــار حاصله از آن
3-ندای وظیفه
4-ای کاش من هم یک باغبان بودم


تاريخ : یکشنبه هفتم خرداد 1391 | 11:38 | نویسنده : حسین
سلامی دوباره من دوباره اومدم با یه عالمه مطلب اولین مطلب در پایین هست.

مشاور اعظم رهبر انقلاب در امور بین الملل با اشاره به تلاش برخی از علمابرای مبارزه با بهاییت،گفت:باید توجه داشت که یکی از ارکان اصلی فتنه۸۸ همین بهایی ها بودند.

دکتر علی اکبر ولایتی مشاور رهبرمعظم انقلاب درامور بین الملل افزود:شاید بتوان گفت بعداز انتشاررساله جهادیه توسط بیش از ۱۴۰تن از مراجع شیعهایران و عراق تهاجم روسها به ایران وبعداز فتوای میرزای شیرازی ونامه حاج ملا کنی وفتوای جهاد مرحوم آخوند خراسانی درزمان اشغال شمال ایران،دین ستیزی محور اصلی تهاجم فرهنگی غرب شد که با سلاح فرهنگی آمده بودند.یعنی صلیبیان با سلاح فرهنگی آمده بودند.

وی تصریح کرد:تحریف برداشت تاریخی در نوشته های بعداز مشروطه موج میزد وبرهمین اساس تاریخ ایران را بازنویسی کردند.نهضت تاریخ نویسی بهد از اسلام یک نهضت عظیم بود.حال آنرا باتاریخ نویسی بعداز مشروطه مقایسه کنید.

دکتر ولایتی تاکید کرد:مورخان بعداز مشروطه،۱۴۰۰سال تاریخ بعداز اسلام را حذف کردندو برتاریخ ایران قبل از اسلام و به گونه ای معنویت زدایی شده توجه میکردند.

وی افزود:مرحوم ابوالحسنی درحوزه مطالعات مربوط به بهائیت کار جدیدی کردمقابله فکری و سیاسی با گروه و فرقه بابیه نیز برخوردی جدیداز سوی او بود.باید توجه داشت که در قضیه فتنه۸۸ یکی از ارکان این فتنه همین بهایی ها بودند.بنای آنهایی که این فتنه را ایجاد کردند و مردم را سرگرم کاری غیر معنوی کنند.


 



تاريخ : چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 | 12:43 | نویسنده : حسین
روزی که امام حسین(ع)تصمیم گرفت برای قیام علیه یزیدیان مدینه رابه سوی مکه ترک کند،کنار قبرجدش رسول خدا(ص)آمدوبا خدانیایش کردوگفت:

خدایا!این قبرپیامبرتومحمد(ص)است،ومن فرزند دختر پیامبرتوام.آن چه برای پیش آمده استُتوازآن آگاهی؛خدایا من دوستدارخوبی هاوبیزارازبدی ها هستم.

سپس وصیتی نوشت وبه برادرش محمدحنفیه داد.در این وصیت نامه فرمود:

انگیزه ی نهضت وانقلاب من،هوی وهوس وتمایلات شخصی نیست،هدف من فسادوستمگری نیست،بلکه هدف من اصلاح اوضاع نابسامان امت جدم پیامبر(ص)است.هدف من امربه معروف ونهی ازمنکراست.

مانیزدرزیارت وارث شهادت می دهیم:

اشهد انّک قداقمت الصّلاة وءاتیت الزّکاة وامرت بالمعروف ونهیت عن المنکر.

به راستی که او شهیدامربه معروف و نهی ازمنکراست.



تاريخ : یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 | 21:53 | نویسنده : حسین
درپست قبلیبه شرایط واجب شدن امربه معروف ونهی ازمنکر پرداختیم ودراین پست به مراحل امربه معروف ونهی از منکر می پردازیم:

مرحله اول:باشخص گناه کارطوری رفتارشودکه بفهمداینرفتاربه خاطرگناه اوبوده است؛مانند اینکه ازاوروی برگردانیم.

مرحله دوم:بازبان،اوراامریا نهی کنیم واگراحتمال می دهیم باموعظه ونصیحت ازگناه دست برمیدارد،لازم است به همین اکتفا کنیم.درموعظه ونصیحت می توان ازشیوه های مختلف تربیتی واستدلال ومنطق بهره بردتامیزان تاثیرگذاری افزایش یابدوشخص گناهکار به عواقب ونتایج عمل خود بهتر پی ببرد.

مرحله سوم:اورااز انجام حرام بازداریم یابه واجب وادار کنیم.این مرحله زمانی است که بدانیم راه دیگری وجود ندارد.البته انجام این مرحله درجامعه،درحوزه ی مسئولیت های حاکم اسلامی ومشروط به اجازه ی اوست.اما به نظرمن امروزه دیگه نیازی به اجازه ی حاکم نیست وهرکس باید با تشخیص خود دست به این کار بزند چون حکام اسلامی دیگر حواسشان به این کار نیست.

درنظرسنجی لطفا شرکت کنید.



تاريخ : جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 | 12:23 | نویسنده : حسین
کسی که می خواهد امر به معروف ونهی ازمنکرکند:

۱-بداندچیزی راکه شخص ترک کرده وانجام نداده،ازواجبات است ویاآنچه را اجام داده،ازمحرمات است.

۲-بداند که شخص گناهکار تصمیم داردگناه خودرا ادامه دهد.ژس اگرنداند یاگمان کندیااحتمال بدهد که تکرار نمی کند،امر به معروف یانهی ازمنکر واجب نیست.اما امروزه این بند صدق نمی کند چون همه ی افراد قصد دارد گناه خودرا تکرار کنند.

۳-احتمال بدهد روش اوموثرواقع می شودواگر بداند روشش موثر نیست روش خودرا تغییر دهد.مثلا کتاب مناسبی معرفی کرد.که دراین جا من مستند مسخ کامل رابه شما پیشنهاد می کنم.

این هاشرایط واجب شدن امر به معروف ونهی از منکر بود در پست بعدی به مراحل امربه معروف ونهی ازمنکر می پردازیم.

در نظرسنجی هم شرکت کنید لطفا.

 



تاريخ : پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 | 10:18 | نویسنده : حسین
درپست قبلی به نمازوجایگاه آن در جامعه امروزی پرداختیم.دراین پست می خواهیم به امربه معروف ونهی ازمنکر وجایگاه آن درجامعه بپردازیم.

امربه معروف ونهی لزمنکر یکی ازکارهای خوبی است که دراسلام به آن سفارش شده است.در احکام دین،به واجبات ومستحبات((معروف))و به محرمات ومکروهات((منکر))گفته می شود.باایت که دعوت به خوبی ها ونیکی ها،گرایش آن ها رادرمردم افزایش می دهدوزمینه های گناه راکم می کند،اما همواره افرادی هستند که از فرمان های الهی سرپیچی می کنندومرتکب گناه می شوند؛یعنی واجبات را ترک می کنندومحرمات را انجام می دهند.به علت ارتباط وپیوندعمیق میان انسان هاوتاثیرپذیری فراوانی که ازیکدیگر دارند،درصورتی که درمقابل گناهکار اقدام مناسب نشود،رفتاراومانندیک بیماری مسری به دیگران سرایت می کند.این همان چیزی است که امروزه جامعه مارا دربر گرفته است.در امروزه وظیفه ما این است که دیگر نباید ساکت بنشینیم تاهرکس هرکاری که دلش می خواهد انجام دهدوما باید جلوی آنرا بگیریم. امروزه درجامعه ما امربه معروف ونهی ازمنکر ازبین رفته است به طوری که اگرکسی امربه معروف ونهی ازمنکرکند موردضرب وشتم قرارمی گیرد.این نشان می دهدکه مسوولین وخانواده ها نتوانسته اندوظیفه ی آموزش فرزندان خودرا براساس اسلام به خوبی انجام دهند.

درپایین چندآیه ازقرآن که درباره امربه معروف ونهی ازمنکر است آمده است:

۱-((ولتکن منکم امة یدعون الی الخیر ویأمرون بالمعروف وینهون عن المنکر واولئک هم المفلحون))((وبایدازشماگروهی باشدکه به سوی نیکی دعوت کنندوبه کارهای پسندیده فرمان دهندوازکارهای ناپسندبازدارندوآن ها همان رستگارانند.))آل عمران-۱۰۴

۲-((والمومنون والمومنات بعضهم اولیاء بعض یامرون بالمعروف وینهون عن المنکر ویقیمون الصلاة ویوتون الزکاة ویطیعون الله ورسوله اولئک سیرحمهم الله ان الله عزیز حکیم))((ومردان وزنان باایمان بعضی از آن ها دوست بعضی دیگرندبه کارهای پسندیده فرمان می دهند وازکارهای ناپسندنهی می کنندو نمازبرپای می دارند وزکات می پردازند وخداوپیامبرش را اطاعت می کنند وخداوند به زودی به آن ها رحم ومهربانی می آورد قطعا خداوند شکست ناپذیر است.))توبه-۷۱

در ادامه به شرایط واجب شدن امربه معروف ونهی ازمنکر ومراحل آن می پردازیم.



تاريخ : چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 | 16:8 | نویسنده : حسین
در پست قبلی گفتیم که عواملی که می تواند جلوی حرکت دشمن رابگیرد توضیح داده می شود.

دراین بحث به بررسی نماز می پردازیم،به جایگاه آن درجامعه امروزی وخیلی چیزهای دیگر.

درابتدا باید گفت که امروزه درایران به مسئله نماز نسبت به قبل کمتر توجه میشودوامروزه مشاهده میشود مساجددیگراز جوان ها پر نیست وبیشترآن هاپیرمردها هستندو این همان هدفی است که دشمنان ما می خواهند انجام دهندو آن هم دور کردن جوانان از اسلام ومساجدو...که این یکی ازعوامل سقوط آندلس درآن موقع بود.

به نظر من مردم به چندآیه در این دوره و زمانه توجه نمی کنند که اگر توجه کنند حتما برایشان مفید است:

اولین آیه این است:((الا بذکر الله تطمئن القلوب))((آگاه باشيد كه تنها با ياد خدا دلها آرامش پيدا مى‏كند.))

اگر کسی به این آیه توجه کند وبه آن ایمان قلبی داشته باشد دیگرهیچوقت دلش نمی آید نمازرا ترک کند.

دومین آیه این است:((انّ الصلاة تَنهی عن الفحشاء والمنکر))((همانا نمازاز کارهای زشت وناپسند باز میدارد))

هرکس که به آیه اول اعتقاد داشته باشد نمازش راباتوجه ودقت وایمان قلبی ادا میکندوهرکس نمازش رابا ایمان قلبی ودقت بخواند نتیجه اش ترجمه این آیه می شودو آن وقت اگرهمه چنین ویژگی راداشته باشند دیگرترفندهای دشمن به ثمر نمی نشیند.

آیه سوم این است:((و نحن اقرب الیه من حبل الورید))((وما به او نزدیکتریم از رگ گردن))

با این آیه واقعا اگر کسی ذکرو یاد خدا را فراموش کند جدا خیانتی بزرگ کرده وکسی را که می گوید از رگ گردن به او نزدیک است فراموش کرده است که این خود باعث فساد می شود.

مطلب نماز تا اینجا بس است زیرا اگربخواهد دردیگران اثر کند اینها کافی است فقط کمی فکرو تدبر می خواهد همین.



تاريخ : سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 | 21:8 | نویسنده : حسین
درپست های قبل گفتم که باراهکارهایی برای مقابله با مشکلات آشنایتان خواهم کرد.به نظر من ما باید بنشینیم واسلام را ازنخست به مردم نشان دهیم و یادآوری کنیم.

اسلام دوشاخه اصلی دارد:۱-اصول دین  ۲-فروع دین

اصول دین که عبارتند از:توحید،نبوت،معاد،عدل وامامت به کار نمی آیندومن بیشترین تاکیدی که دارم روی فروع دین است البته اصول دین هم مهم است که ما اول باید به آنها اعتقاد داشته باشیم تا فروع دین را انجام دهیم ولی من مبنا رابراین گذاشتم که همه به اصول دین ایمان داریم.فروع دین عبارتنداز:نماز،امربه معروف،نهی ازمنکر،خمس،زکات،تولی،تبری،روزه،جهاد و حج. که درآینده بعضی از آنها که مهم هستند دراین وبلاگ توضیح داده خواهند شد.حجاب نیز دراین میان توضیح داده میشود.



تاريخ : سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 | 18:56 | نویسنده : حسین
امام خمینی(ره):

((ماازدخالت اقتصادی نمی ترسیم،ما از دخالت نظامی نمی ترسیم،چیزی که مارا می ترساند وابستگی فرهنگی است.))

امام خامنه ای((دامت برکاته)):

((من این حرف را امروز نمی زنم ازبعدازجنگ همیشه این را گفته ام سال ۶۷بارها وبارها .علت این است که صحنه را می بینم من خب چه کنم اگرکسی نمی بیند چه کارکنم؟))

امام خامنه ای((دامت برکاته)):

((اگرشماملت وشما عناصر فرهنگی بیدارنباشید،صدای فروریختن ناشی ازتهاجم پنهانی وزیرزیرکی دشمن موقعی به گوش میرسد،که کارازکارگذشته است.))

شهید غلامعلی پیچک :

((ما ازنابودی انقلاب نمی ترسیم،از انحراف در انقلاب می ترسیم.))

 



تاريخ : سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 | 16:50 | نویسنده : حسین
روزی که صهیونیستهای کابالیست حیا را نشانه رفتند خوب میدانستند چه چیزی را هدف قرار داده اند حیا نیمساز زاویه 33 درجه خیالات و اوهام و خوابهائی بود که برای انسانها دیده بودند مگر میشد یک انسان باحیا را دوشید ! مهربانی و دلرحمی هم چیز بدی بود چون وقتی اینها به جان طویله گاوان دوپایشان می افتادند و سر چند گاو را جدا می کردند برایشان خطرناک میشد و باعث آشوب می شد ! مگر مشد کمک مردم ایران به شیعیان مظلوم لبنان را تحمل کرد مگر می شد کمک مردم ایران را به مسلمانان بوسنی و قره باغ ( البته گویا در مورد قره باغ موفق شده بودند جلوگیری کنند ) تحمل کرد ؟! حتی کمک به زلزله زدگان هائیتی قابل تحمل نبود همین بود که از هواپیماهای آمریکائی به جای غذا و دارو نظامی سرازیر میشد ! برای همین نباید دل کسی برای کسی می سوخت ! همین بود که سیل بازی های خشن و بقول یارو اکشن کشت و کشتاری و فیلمهای آدمخواری جذاب برای عوض کردن ذائقه کودکان ،نوجوانان و جوانان راهی بازارها شد ! آنها نیاز به لختی داشتند که جو جامعه را تبدیل به فضای غفلت از خدا و رقابت های جنسی و هرزگی و بطالت بی تفاوتی به مسائل مهم کنند آنها اندلسیزاسیون را بهترین وسیله شناخته بود

zq4pwntl8ittta7dc67.jpg

جامعه ای که حیا و مهربانی و دلرحمی در آن تضعیف شود یک قربانی آماده برای شیاطین است !

 



تاريخ : سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 | 16:40 | نویسنده : حسین
7s02t2ik7dfcqyf0.jpg

درمطلب قبل خواندیم که چگونه اسلام در اسپانیا زمین گیرشد.اما هدف ازاین مطلب چه بود؟

هدف ،آشنایی شما با سیاست امروز جهان که سیاست آندلسی کردن ایران بود.همان طورکه خواندید(در پست قبل)مسیحیان باتوطئه ای که چیدند وباورود مشروبات الکلی درجامعه اسلامی باعث عادی شدن کارهای خلاف در جامعه اسلامی شدند و باعث تخریب ذهن وفکر جوانان اسلامی شدندکه دین پدرانشان را دینی محدود وعقب مانده پنداشتندو آنهارا به هوسرانی کشاندندو باعث زمین گیرشدن اسلام در اسپانیا شدند. اما آیااین کارهادرآن زمان بود؟خیر. همین کارها که شامل:خوردن مشروبات الکلی که حرام مطلق است،ازبین بردن حجاب دربین جوانان،عادی کردن روابط دختروپسر،خالی کردن مساجداز جوانان و....وازهمه مهمتر از بین بردن امربه معروف ونهی از منکر در بین مردم مسلمان نیز درامروز دیده می شود.اما این کارهابازهم سکوت ما مسلمانان رابه دنبال داشته است.که این آرزوی دشمنان ماست و آنها می خواهند اسلام درایران رامانند آندلس خفه کنند وراه ورود خود را به درون کشور بازکنند.مامردم باید بیدار باشیم تا دوباره سکوتمان منجر به سقوط اسلامی دیگر نشود.سکوت ما مانند این است که دزدوارد خانه مان شده وما سکوت میکنیم تا او هرکاری که دلش می خواهد بکند بعد ازآنکه کارخودرا کرد آن وقت دادوبیداد کنیم که خانه ام را دزد زدو به مسوولین بدوبیراه بگوییم که شما نمی توانید امنیت را نگهدارید درصورتیکه می توانستیم خودمان جلوی دزد را بگیریم.

در امروزهم مردم ایران چشمان خودرا بر حقایق بسته اند درحالی که میدانند که چه بلایی برسرشان دارد مای آیدوبعد می آیند ومیگویند مسوولین باید جلوی آنها ا بگیرند.اما مثل اینکه فراموش کرده اند همین افرادی که درجامعه آزادانه میگردندو اسلام را زیر پا می گذارند فرزندان خودشان هستندوباید خودشان جلوی آنها را بگیرند.درست است مسوولین ما هم کم کاری می کنند اما مسوولین هم ازخودمان هستند.اما به راستی چنددرصد مسوولین جنگ نرم را باور کرده اند.

در ادامه باراه های مقابله ودیگر راه های نفوذ درایران برای نابودی اسلام بیشتر آشنا خواهیم شد.

رهبر معظم انقلاب(دامت برکاته): 

((سیاست امروز،سیاست آندلسی کردن ایران است.))

تنها مطلبی که یادم رفت بگویم این بود که امروزه تهران آندلسی دوباره است.

n00060228-r-b-021.jpg

به خدا اینها دختران خودمان هستند

 



تاريخ : سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 | 16:34 | نویسنده : حسین
سیاست آندلسی کردن ایران یا همان آندلسیزاسیون یکی ازهزاران توطئه های دشمنان ما یعنی آمریکا و اسرائیل وغرب است.                                                                                                            

از همان جاکه میدانید اسلام درزمان حکومتش بر ایران وخاورمیانه وکشورهای آفریقایی برای انتشار اسلام به اسپانیاحمله کردکه درپایین تاریخچه ای از این رویداد را می خوانید:

((مسلمانان طی دهه هاى نخست هجرى به شمال آفریقا رسیدند. آنها در شمال آفریقا و حوالى کوه هاى اطلس با مردمى صحرانشین رو به رو شدند که به بربرها معروف بوده و روحیه ای سلحشور داشتند و زندگى خود را به سختى مى گذراندند. این افراد طی قرن ها نقش مهمى در تاریخ اسلام در آفریقا و اروپا ایفا کردند. اسلام آوردن بربرها به سختى صورت گرفت، اما هنگامى که آنها اسلام آوردند خود به یکى از عوامل گسترش و پیشرفت این دین تبدیل شدند. در سال 89 هجرى موسى بن نصیر از طرف ولید بن عبدالملک خلیفه اموى به حکمرانى کل آفریقا منصوب شد. موسى بن نصیر مردى کریم، شجاع و پرهیزکار بود. او پس از جنگهاى سخت بربرهاى شمال آفریقا را مطیع خود ساخت و با استفاده از آنها یک سپاه نیرومند تشکیل داد.

در سال 711 میلادی یک دسته از مسلمانان به رهبری طارق ابن زیاد و به دستور فرمانده کل آفریقا بخش اعظم اسپانیا را فتح کرده و قلمرو جدید خود را در اسپانیا اندلس نامیدند و شهر قرطبه را به عنوان پایتخت انتخاب کردند. این سپاه بیش از 20 هزار جنگجو داشت که از تنگه شمال مغرب گذشته و وارد اسپانیا شدند، این نقطه همان تنگه ای بوده که بعدها برای همیشه به نام فرمانده سپاه "جبل الطارق" نام گرفت.))

پس از آشنایی باچگونگی فتح اسپانیا با چگونگی سقوط اسلام آشنا شوید:


 ((عبدالرحمان سوم نیز طی سالهای 912 تا 961 حکومت کرد و پس از آن درگیریهای داخلی بر سر جانشینی موجبات تضعیف حکام وقت را فراهم کرد به طوری که در سال 1031 شورای وزیران در قرطبه تشکیل شد و پایان خلافت امویان اندلس و تأسیس شورای دولتی را اعلام کرد این شورا فقط بر قرطبه حکومت می کرد و مناطق دیگر بدست حکام محلی اداره می شد.

بر اثر متلاشی شدن حکومت مرکزی فشار دول مسیحی بر مسلمانان افزایش یافت بطوری که که حکمران اشپیلیه یعنی المعتمد و فقهای مالکی حکومتش ، از حکومت مرابطون در آفریقای شمالی تقاضای کمک کردند و مرابطون بعد از انجام مأموریتشان حکومت اندلس را در اختیار گرفتند.

حکومت مرابطون در اندلس در سال 1145 پایان یافت و تا سال 1170 که اندلس تحت قدرت موحدون قرار گرفت ، هرج ومرج حکمفرما بود. اما موحدون نیز همانند مرابطون مدت زیادی دوام نیاوردند و به سرعت سقوط کردند. در این میان حملات دول مسیحی شمال اسپانیا افزایش یافت و قرطبه بدست مسیحیان افتاد. در این ایام فردی بنام محمد بن یوسف ابن نصر حکومت نصریه را در غرناطه تأسیس کرد که پس از دو قرن و نیم حکمرانی در سال 1491 منقرض شد.))

اما چرا بین مسلمانان انفاق و هرج و مرج پیش آمد؟عامل اصلی که بود؟جواب واضح است بازهم دشمنان مسلمانان یعنی مسیحیان. درپایین توطئه ای که مسیحیان واروپاییان برای اسلام چیدند را می خوانید:

((یکی دیگر از قدم های بزرگی که زمام داران مسیحی در اندلس برای اضمحلال مسلمین برداشتند، این بود که مشروبات الکی را رایگان در دسترس جوانان مسلمان قرار دهند. یکی از کشیشان مسیحی در یک سال تمام انگور های قرطبه را پیش خرید کرد و همة آنها را شراب ساخت، با خدا پیمان بست که آنها را جز به دانشجویان اسلامی و جوانان ندهد و خلاصه تمام این علل دست به دست یکدیگر داده، حالات زیر را در مسلمانان ایجاد نمود.

1. می خوارگی که در گذشته در بین زمام داران عیاش به صورت پنهانی انجام می گرفت یک عمل علنی و عمومی گردید و چون فرهنگیان و دانشجویان در این عمل پیش قدم بودند لذا شراب خواری و می گساری نشانة تجدد و منور الفکر بودن گردید، و هر کس از این عمل اجتناب می ورزید، کهنه پرست و خرافی نامیده می شد.

2. جوانان می گسار و بی بندوبار، روش پدران خود را حقیر شمرده، آنان را نادان، مرتجع و دور از تمدن می خواندند.

3. لباس ساده خود را که نشانة صبر و تحمل و کار و فعالیت و کوشش بود، از تن به در کردند و لباس حریر و دیبای اروپاییان یعنی جامة تن پروری را به تن کردند.

4. مسجد و مجامع مذهبی در انحصار پیرمردان و پیرزنان درآمد و جوانان را با مسجد و نماز سروکاری نبود.

5. دختران زیبا و طناز اروپایی که در همه جا مأمور دل ربایی از جوانان مسلمان بودند، با دقت هر چه بیشتر ماموریت خود را انجام داده، در نتیجه جوانان مسلمان تا نیمه های شب در گوشه های مهمان خانه هایی که میعادگاه دختران اروپایی بود، به سر می بردند.

6. خوش گذرانی و عیاشی شیوع یافت و همچنین رقابت در تجملات زندگی، لباس و مسکن شروع شد تا آنکه عایدات مشروع و معمولی کفاف آنها را نداد، و برانجام آرزوهای آنها قادر نبود و در نتیجه عمّال دولتی برای تأمین هوی و هوس های خود شروع به اخاذی و ارتشا و اختلاس نمودند و بازار فساد اخلاق رواج یافت، طبقات تولید کنندة ثروت یعنی دهقانان و کشاورزان و روستاییان و کارگران و صنعت گران برای تأمین هوس های طبقات ممتاز مجبور بودند بیشتر دست رنج خود را تقدیم نمایند. بدین ترتیب این دسته پس از مدتی فقیر و ناراضی شده و طبقات ممتاز هم بیش از پیش در لجن زار تن پروری، و فسق و فجور و شهوت رانی غوطه ور شدند.

بالاخره کار شهوت رانی و پرده دری مخصوصاً در طبقه مأموران بالا گرفت و «معتصم بن صمادح» استاندار المریا (یکی از استان های کشور اسلامی اندلس) عاشق دخترکی نصرانی شد و خواست او را با تهدید از پدرش برباید. آن دختر به «جندل بن حمود استاندار اشبیلیه (یکی دیگر از استان های کشور اسلامی اندلس) پناهنده شد جندل هم لشکر فرستاد تا برای این عمل معتصم را سرکوب نمایند. در نتیجه جنگ بین این دو استاندار اسلامی درگرفت، و او که از مدت ها پیش از طرف زمام داران مسیحی ـ به شرط همکاری با آنان ـ وعدة فرمان فرمایی کلّ اندلس دریافت کرده بود، از زمام داران مسیحی کمک نظامی خواست و زمام داران مسیحی هم که از دیرزمانی به انتظار وقوع جنگ های داخلی در کشور اسلامی اندلس نشسته بودند، فرصت را از دست نداده و عده زیادی از سربازان مسیحی را به یاری این فرمانده نظامی روانه کردند. با سپاهیان خود و ارتش امدادی مسیحیان به معتصم تاخت، او را کشت و قصرش را ویران نمود و به شکرانة این فتح جشن های باشکوهی برپا کرد، اما مردم مسلمان و مسئولین کشور اسلامی از این واقعه عبرت نگرفته، در برابر آن ساکت نشستند.کاری که در حال حاضر انجام میدهیم.

این حادثه، نخستین ضربتی بود که بر اثر آن معاهدة شوم و باز شدن پای بیگانگان و اشاعه مشروبات و باز شدن فرهنگ سرزمین اسلامی به روی مسیحیان و ورود دختران زیبا و طناز... بر پیکره مسلمین اندلس وارد آمد. پس از این واقعه برادرکشی و سکوت امرای مسلمان در برابر آنها، کار خود را کرد و روح سلحشوری، شهامت، تعصب در حفظ دین، ناموس و کشور، از بین مسلمین رخت بر بست و وقت آن رسید که مسیحیان آرزوی دیرین خود، یعنی تصرف کشور اسلامی اندلس و اخراج مسلمین از آن را عملی سازند.))

درمتن بالا توطئه ای که مسیحیان برای مسلمانان چیدند راخواندیم ودیدیم که هیچ یک از مسلمانان برای جلوگیری از این کارهادست به اعتراض نزدندو سکوت کردند و درحال حاضر هم سکوت کرده ایم.

اما آیا این پایان کاربود؟خیر     درپایین مطلبی را میخوانید ک حاصل سکوت مسلمانان بود:

((در روز چهارم جمادی الثانی سال 486 هجری به «حصین بن جعفر» استاندار نیرومند اسلامی و فرمانده لشکر والانس (یکی از استان های بزرگ اندلس) اطلاع رسید که نخست وزیر مسلمین «عدی بن عبدالعزیز» مشعور به «ابن ذی النون» با مسیحیان قرارداد محرمانه ای بست که به مسلمین و مملکت خود خیانت کند و قلعه های والانس را تسلیم آنان نماید. حصین پس از شنیدن این خبر به پیش ابن ذی النون رفت تا دربارة آنچه شنیده بود تحقیق نماید و هنگامی که به نزد او رفت دلائلی بر صدق آنچه شنیده بود یافت. وی هنگام ورود دید ابن ذی النون با یکی از کشیشان مسیحی زیرگوشی صحبت می کند، ابن ذی النون که راز خود را کشف شده یافت و انکار را بی فایده دید صریحاً به جنایت خود اعتراف کرد. و گفت: حصین بن جعفر! من دیده ام که زمداران مسلمان ظالم و ستمگر شده و به درد دل مردم رسیدگی نمی کنند، علاوه بر این مسیحیان، با هفتاد و پنج هزار سرباز آماده، به ما حمله ورند و مسلمین در برابر آنان تاب مقاومت ندارند. حصین در خشم شد و گفت تو می خواهی شرافت و افتخار پدران ما را برباد دهی و سرمشق جنایت باشی ولی بدان که زمام داران مسیحی به تو جزای خیانت خواهند داد نه جزای خدمت. اما خشم حصین دیگر سودی نداشت. زیرا «ابن ذی النون» خائن قلعه را تسلیم مسحیان کرده بود، و سربازان آنان وارد شهر شده، آنجا را غارت کردند و مرتکب شدیدترین جنایات شدند. مسلمانان جبون و مرده والانس هم ناچار دست از زن و بچه خود شسته، پا به فرار گذاردند. تاریخ می نویسد لشکر مسیحیان در آن هنگام سیزده هزار نفر مردم مسلمان را به جرم دفاع از ناموس خود به خاک و خون کشیدند و سی هزار نفر مسلمان از مرد و زن را به جرم نپذیرفتن دین مسیح از دم شمشیر گذراندند. تصرف شهر والانس به وسیله مسیحیان به قدری با سرعت انجام گرفت که هنوز خبر خیانت ابن ذی النون به عدی بن عبدالعزیز نرسیده که کار از کار گذشته بود.

عدی خواست با لشکر خود به طرف والانس حرکت کند ولی دید قرطبه در خطر است ناچار در آنجا ماند. ولی ابن ذی النون خائن نیز به جزای خیانت خود رسید زیرا به مجرد ورود «ایلدقولنس» زمام دار بزرگ مسیحیان شهر والانس دستور داد ابن ذی النون خائن را آتش زدند تا مبادا به آنها هم خیانت کند. بالاخره نقشة زمام داران مسیحی عملی شد. براق بن عمار افسر خیانت کار اسلامی هم «جندل بن حمود» استاندار اشبیلیه را به وعده های دروغین زمام دار مسیحی که وعدة فرمانروایی کل اندلس را به او داده بودند فریب داد و او لشکر خود را حرکت داد و به کمک سربازان مسیحی به مالک بن عبّاد فرمان روای کلّ اندلس حمله ور شدند و از اشبیلیه به طرف قرطبه حرکت نمود ولی سربازان مسیحی به مجرد حرکت جندل از اشبیلیه آنجا را تصرف کردند، سپس جندل را به قتل رساندند. سربازان جندل که پس از به قتل رسیدن او، خود را بی فرمانده دیدند به طرف اشبیلیه برگشتند اما سربازان مسیحی اجازه ورود به اشبلیه را به آنها ندادند و اکثر آنها را به قتل رساندند. مالک بن عباد، فرمان روای کل اندلس هم که یاران خود را از دست داده بود، ناچار به «سرقطه» فرار کرد و در آنجا تا آخر عمر با ذلت به سر برد. زمام دار بزرگ مسیحی ـ ایلدقولنس ـ هم بدون هیچ گونه مانعی وارد قصر پادشاهی قرطبه شد و پنجاه دختر زیبا از دختران زمام داران اسلامی و کاخ های آنان را اسلامی را بین افسران خود تقسیم نمود؛ مسجد قرطبه را با خاک یکسان کرد و محلاً آن را برای فحشا و فسق و فجور اختصاص داد. کتاب خانة اسلامی قرطبه را که مشتمل بر بیش از هشتاد هزار جلد کتاب بود فرمان داد تا آتش زدند و چهار هزار نفر از اهالی قرطبه را به قتل رساندند. و براق بن عمار افسر خائن اسلامی هم به امر «دوک ونیز» یکی از زمام داران مسیحی به قتل رسید.))

دیدیدوخواندید عاقبت سکوت مامسلمانان در آن زمان را.

چه بسا که درآینده ای نزدیک نیزچنین بلایی یابدتر ازاین بلا بر سرما بیاید.100226_448.jpg

مسجد جامع قرطبه یا کوردوبای امروزی



تاريخ : دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 | 23:54 | نویسنده : حسین
در تاریخ چهره هایی که درمقطعی مومن بودند اماتوفیق مقاومت دراین راه را نیافتند،بسیارند؛به عنوان نمونه:

الف)شیطلن:

شیطان هم ایمان به خداداشت هم ایمان به معادواین هم عبادت ۶۰۰۰ساله!امایک لحظه تکبراورا ازعرش به حضیض آورد.

ب)بلعم باعورا:

اواز دانشمندان بن اسرائیل بود،درپیشگاه خداوند مقامی والا یافت تا آن جاکه دعایش مستجاب می شدوحضرت موسی(ع)ازاو به عنوان مبلغ استفاده می کرد.ملی به دلیل مال پرستی واعتماد به وعده ووعیدهای فرعون به طرف فرعون رفت تاجایی که درصف مخالفان موسی(ع)قرارگرفت. کاری که جوانان ما انجام میدهند وبه خاطر لذت های دنیوی با اسلام مبارزه میکنند.

ج)طلحه:

اوازطایفه قریش بودوازپیش قدمان دراسلام بودودرجنگ های احد،خندق و...حضورفعال داشت.اوبااین سوابق درمقابل امام حق علی(ع)ایستاد وعلیه او شورش کردودر آتشی که خودش برافروخت سوخت.

د)زبیر:

اوهم ازپیش قدمان در اسلام بود،چهارمین یاپنجمین کسی بود که اسلام آورد.دوبار هجرت کرد.بک باربه حبشه ویک بار به مدینه.اومردی شجاع ودلیر بود و درمواقع خطرناک از وجودش استفاده می شد.اواز علاقه مندان مولا وتاابتدای خلافت آن بزرگوار همراه اوبود.اما این شخص بااین سوابق درخشان،سرانجام دنیا اورا فریفت وفتنه ی جمل رابه پاکردودر همین فتنه کشته شد.

پایمردی در صراط مستقیم مهم است نه اصل ورود درآن،واین سخن حقی است که:((انقلابی ماندن مهم است نه انقلابی بودن))



تاريخ : دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 | 23:31 | نویسنده : حسین

تهاجم فرهنگی به معنی انتقال معانی میان نظام‌های فرهنگی بدون رضایت دوطرفه است. به عبارت دیگر، اگر یک نظام فرهنگی، ارزش‌های خود را با استفاده از قدرت بر نظام دیگری تحمیل کند، تهاجم فرهنگی صورت می‌گیرد. برخلاف مبادله فرهنگی که در آن نظام‌ها توسعه یافته و تغییرات را برمی‌تابند؛ در تهاجم فرهنگی، ارزش‌های اصلی هر نظام مورد تردید قرار می‌گیرد و به مرور زمان نظام‌های ارزشی و فرهنگی از بین می‌روند.

فرهنگ‌های مهاجم معمولاً برای تضعیف و آسیب‌پذیر کردن فرهنگ دیگر، از روش‌های جوسازی بهره می‌برند. در ایران غرب‌زدگی را عموماً نمونه‌ای از آسیب‌پذیری در برابر تهاجم فرهنگی تلقی کرده‌اند.

n00006909-b.jpg



تاريخ : دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 | 23:16 | نویسنده : حسین
چكیده
مجموعه دستاوردهای مادی و معنوی بشر در طول تاریخ را فرهنگ می‏نامند. تبادل فرهنگی ملت‏ها نیز كه در طول تاریخ در بستری طبیعی ادامه داشته برای تازه‏ماندن معارف و حیات فرهنگی بشر امری ضروری است و جامعه‏ی انسانی را در مسیر سعادت واقعی به پیش می‏برد.
اما آنچه امروزه مشكل‏ساز شده "تهاجم فرهنگی" یا غلبه‏ی یك فرهنگ بر سایر فرهنگ‏هاست كه نمونه‏ی بارز آن روند روبه گسترش تسلط فرهنگ غرب بر سایر فرهنگ‏ها ـ به ویژه فرهنگ اسلامی ـ در یكصد سال اخیر است. تفاوت عمده‏ی تهاجم فرهنگی با تبادل فرهنگی در این است كه در تهاجم برای فرهنگ موردهجوم امكان انتخاب وجود ندارد.
جلوه‏های تهاجم فرهنگی را می‏توان به دو دسته‏ی بیرونی، همچون: تلاش برای دین‏زدایی، ایجاد روحیه‏ی خودباختگی فرهنگی، ترویج افكار و اندیشه‏های غربی و ... و درونی، همچون: عقب‏ماندگی علمی و صنعتی، فقر اقتصادی، غفلت كارگزاران فرهنگی و ... تقسیم كرد. در این مقاله ضمن بررسی جلوه‏های فوق، راهكارهایی برای مبارزه و مقابله با تهاجم فرهنگی ارائه شده است.
واژگان كلیدی: فرهنگ، تهاجم فرهنگی، فرهنگ‏پذیری، تبادل فرهنگی

 

f73eds7.jpg

 

مقدمه
حیات بشری همواره با فرهنگ توأم بوده است و ملتی كه فرهنگ مخصوص به خود نداشته باشد، مرده محسوب می‏شود؛ علاوه بر این، یك فرهنگ بالنده برای تكامل خود باید توانایی تبادل با سایر فرهنگ‏ها و جذب عناصر مثبت آن را داشته باشد؛ بنابراین، تمام فرهنگ‏ها باید در تعامل با یكدیگر باشند، تا بتوانند در مجموع، بشر را به پیشرفت مطلوب برسانند.
در عصر حاضر كه نظام سرمایه‏داری به سرپرستی آمریكا، با تك‏قطبی شدن جهان و فروپاشی رژیم شوروی سابق، یكه‏تاز عرصه‏ی جهانی شده‏است، به شكل‏های مختلف می‏كوشد تا نظرات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی خود را به تمام كشورهای جهان تحمیل كند و فرهنگ واحدی متناسب با منافع درازمدت خود بر جهان حاكم سازد. از طرف دیگر سایر ملت‏ها نیز در برابر این زیاده‏خواهی آمریكا برای حفظ و پاسداری از فرهنگ ملی و بومی خود مقاومت می‏كنند. در این میان فرهنگ اسلامی توانسته است در صد سال اخیر در برابر این هجوم مقاومت و اصالت خود را حفظ كند.
بدیهی است طرّاحان "نظم نوین جهانی" كه با هزاران ترفند توانسته‏اند یك ابرقدرت نظامی، نظیر شوروی سابق را از سر راه خود بردارند و سبب فروپاشی كمونیسم در سطح جهانی شوند، مایل نیستند با قدرت جدیدی در برابر منافع خود مواجه گردند. پیروزی انقلاب اسلامی در ایران سبب شده است كه سلطه‏گران بیش‏تر از آن جهت خوفناك باشند كه قدرت جدیدِ مقابل منافع نامشروعِ آنان، یك گروه سیاسی ـ مذهبی به نام جهان اسلام باشد؛ قدرتی كه از نظر فرهنگی با داشتن ارزش‏های قوی، نظیر خداپرستی، ظلم‏ستیزی، نوع‏دوستی، برادری، مساوات و عدل، می‏تواند در برابر فرهنگ غربی قد علم كند؛ لذا چون می‏دانند كه از مقابله‏ی مستقیم با ایدئولوژی اسلامی طرفی نخواهند بست، می‏كوشند با ترفندی قدیمی، به طور غیرمستقیم، در اركان جوامع اسلامی، از جمله جامعه‏ی ما رخنه كنند و آن ترفند چیزی نیست جز "تهاجم فرهنگی".
بدین منظور، در این مقاله سعی شده است به نوعی این پدیده مورد بررسی قرار گیرد و عوامل داخلی و خارجی و نیز برخی از راه‏كارهای مبارزه با آن مطرح شود. از آن‏جا كه بحث از تهاجم فرهنگی مستلزم تعریف فرهنگ و ویژگی‏های آن است، ابتدا به این موارد می‏پردازیم و سپس موضوع اصلی را بررسی می‏كنیم.

فرهنگ
برای فرهنگ در حدود دویست و پنجاه تعریف ارائه كرده‏اند؛از جمله :
ـ كلیه‏ی دستاوردهای مادی و معنوی هر جامعه، اعم از دانش، هنر، اخلاقیات، قواعد، آداب و رسوم، عبادات و دیگر قابلیت‏های اكتسابی، كه از نسلی به نسل دیگر انتقال می‏یابد.
ـ مجموعه‏ی باورها، بینش‏ها، ارزش‏ها، آداب و سنن، اخلاق و اندیشه‏های پذیرفته شده و حاكم بر یك جامعه.
ـ مجموعه‏ی پیچیده‏ای كه در برگیرنده‏ی دانستنی‏ها، اعتقادات، هنرها، اخلاقیات، قوانین، عادات و هرگونه توانایی كه به وسیله‏ی انسان، به عنوان عضو جامعه، كسب شده است (روح‏الامینی، 1372، ص 17 به نقل از: ادوارد تایلور1، فرهنگ ابتدایی).
ـ فرهنگ مجموعه‏ای از آگاهی‏ها(شناخت‏ها) و رفتارهای فنی، اقتصادی، آیینی (شعایر)، مذهبی، اجتماعی و غیره است كه جامعه‏ی انسانی معینی را مشخص می‏كند (پانوف؛ 1368، ص 103).
تعاریف مختلف و متفاوت از فرهنگ بیانگر این مطلب است كه تمام دستاوردهای مادی و معنوی بشر در طول تاریخ در قالب اصطلاح فرهنگ قابل تعبیر است؛ به همین سبب تعریف ذكر شده در فرهنگ مردم‏شناسی میشل پانوف2 را می‏توان تعریفی جامع از فرهنگ دانست.
فرهنگ مادی و فرهنگ معنوی
فرهنگ را می‏توان در دو سطح مادی و معنوی دسته‏بندی كرد؛ فرهنگ مادی عبارت است از تمامی آنچه كه عینی و ملموس است؛ مانند آثار هنری، دستاوردهای صنعتی، بناهای تاریخی، خط، موسیقی و... . فرهنگ معنوی یا غیرمادی نیز عبارت است از عقاید و رسوم، علوم و معارف، ارزش‏ها و اندیشه‏ها، اخلاقیات، دانستنی‏ها و... (روسك3، 1369، ص 10 و روح‏الامینی، ص24).
فرهنگ مادی معمولاً تحت تأثیر فرهنگ معنوی رشد می‏كند؛ زیرا نوع نگرش به هستی و جهان، و ارزش‏های حاكم بر جوامع، در ساخت ابزار جدید برای امور زندگی و رفاه اجتماعی به انسان جهت می‏دهد؛ برای مثال، طرز نگرش، نوع ارتباطات و معاشرتِ انسان‏ها، آنان را به ساختاری خاص در معماری سوق می‏دهد، و یا نوع نگرش زنان به حقوقشان، آنان را در انتخاب نوع لباس یا رفتار رهنمون می‏سازد (قیصی‏زاده، 1363). از طرف دیگر فرهنگ مادی نیز در فرهنگ معنوی تأثیر می‏گذارد. برای مثال، وارد شدن و جای گرفتن یك تكنولوژی جدید كه در شمار فرهنگ مادی است، بالطبع ارزش‏های جدیدی را با خود خواهد آورد و ارزش‏هایی را نیز متزلزل خواهد ساخت (روح‏الامینی، ص110).

خصوصیات فرهنگ
خصوصیات فرهنگ را می‏توان به شرح زیر ارائه كرد:
1. آموختنی و اكتسابی است: افرادِ هر نسل، میراث فرهنگی را از نسل گذشته دریافت می‏كنند و به نسل بعدی می‏سپارند.
2. زنده است: جنبه‏ی پذیرندگی فرهنگ مربوط به زنده بودن آن است و توقف فرهنگ مساوی با مرگ آن است.
3. فطرتِ ثانوی انسان است؛ یعنی به خودی خود عمل می‏كند؛ بر این اساس است كه ارزش‏ها، بایدها و نبایدها و اهداف و عادات، پایه‏های فرهنگ را می‏سازند.
4. فراتر از سواد و تحصیلات است؛ زیرا با فطرت و سرشت انسان‏ها مرتبط است.
5. هویت‏دهنده است؛ یعنی تنظیم‏كننده‏ی روابط اجتماعی و تضمین‏كننده‏ی نوع بینش و نگرش فرهنگ‏پذیر است.
6. نسبی است؛ فرهنگ متنوع است، تدابیر و روش‏ها از یك گروه به گروه دیگر فرق می‏كند و هر قومی طرز تفكر و عادات ویژه‏ای دارد.
7. منتقل شدنی است؛ هر گروه انسانی میراث اجتماعی (فرهنگ) خود را به دیگران انتقال می‏دهد.
8. خاص انسان است؛ فرهنگ شامل گذر از مرحله‏ی غریزی به رفتارِ آموخته است كه الگوهای آن می‏تواند از یك شخص یا نسل به شخص یا نسل دیگر منتقل شود؛ در واقع مفهومی تجریدی از مشاهده‏ی رفتار انسان‏هاست (قیصی‏زاده، 1363 و فیاض، 1372، ص31ـ39 و روح‏الامینی، 1372، ص19ـ24).
فرهنگ غربی و فرهنگ شرقی
امروزه در تقسیم كلی، فرهنگ كشورهای جهان را به دو دسته‏ی شرقی و غربی تقسیم می‏كنند. دو اصطلاح شرق و غرب تعابیر جغرافیایی هستند و با این ملاك كشورهای چین، فیلیپین، ژاپن و... شرقی محسوب می‏شوند و ایسلند، كانادا و تمام آمریكا از شمال تا جنوب، غربی؛ اما این دو مفهوم در حوزه‏ها و قلمروهای دیگر مثل سیاست، حكمت، فلسفه، عرفان و تاریخ هم در برابر هم قرار می‏گیرند؛ برای مثال، تقابل اسلام و غرب، صورتی از تقابل شرق و غرب محسوب می‏شود (داوری اردكانی، 1379، ص12). در این تقسیم‏بندی تاریخی و سیاسی منظور از فرهنگ غربی همان بینش یونان و روم بعد از میلاد مسیح و اروپای بعد از رنسانس است كه برخی از ویژگی‏های آن عبارت‏اند از: اصالت قدرت، اصالت ماده، اصالت زندگی، نظم فكری و عملی، اصالت مصرف، میل به تحلیل عقلانی، خودمداری و اومانیسم.
در مقابل فرهنگ غربی، مجموعه‏ای از فرهنگ‏های ملل شرقی قرار دارد كه عمدتا دارای ویژگی‏های زیر است:
طالب و تابع قطب بزرگ ازلی (خداوند) است (اصالت وحدانیت)؛ در جست‏وجوی روح و یافتن راز خلقت است (اصالت روح)؛ میل به تحلیل عاطفی دارد؛ قوم‏گرا و ناسیونالیسم است؛ به همه‏چیز با دیده‏ی ابهام می‏نگرد (ابراهیمی، 1367).

1319037565.jpg

تهاجم فرهنگی
امروزه با توجه به رشد فكری و آگاهی عمومی ملت‏های جهان، نفوذ و سلطه و به‏دست آوردن مستعمرات از راه لشكركشی‏های نظامی، به آسانی امكان‏پذیر نیست و در صورت اجرا هزینه‏های زیادی را بر مهاجمان تحمیل می‏كند؛ به همین سبب، بیش از یك قرن است كه استعمارگران روش نفوذ در كشورها را تغییر داده‏اند. این كشورها معمولاً اجرای مقاصد خود را با عناوین تبلیغ مذهبی، رواج تكنولوژی، ترویج زبان، انجمن‏های خیریه، ترویج بهداشت، سوادآموزی و ، به عبارت دیگر، به نام سیاست‏های فرهنگی و فرهنگ‏پذیری انجام می‏دهند. هرچند نمی‏توان این عناوین را از نظر نوع‏دوستی و انسانیت موردتردید قرار داد، ولی تاریخچه‏ی این روابط و خدمات نشان داده است كه این برنامه‏ریزی‏های دقیق، در جهت رشد و بالندگی فرهنگ این كشورها نبوده بلكه زمینه‏ی اسارت كامل فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی‏آنان را فراهم ساخته است (روح‏الامینی، 1372، ص 101).
بدین ترتیب، استعمارگران، اكنون به این نتیجه رسیده‏اند كه بهترین راه نفوذ در سایر كشورها، نفوذ در فرهنگ آنان و استحاله‏ی درونی آن است. آنان می‏خواهند ارزش‏های مورد پسند خود را ارزش‏های مترقی جلوه دهند و جای‏گزین معیارهای بومی و فطری ملت‏ها سازند و، از این طریق، بدون هیچ دغدغه‏ای به آینده‏ی منافع خود در این كشورها مطمئن باشند. این جمع‏بندی، به ویژه در دهه‏های اخیر، مبنای فعالیت‏های سازمان‏یافته‏ی گسترده‏ای قرار گرفته كه غرب آنها را ترویج معیارهای تمدن، رشد و توسعه معرفی می‏كند؛ اما در فرهنگ ملت‏ها، از این اقدامات با تعابیر مختلفی یاد می‏شود كه مفهوم مشترك آنها در تعبیر هجوم فرهنگی نهفته است (خرم، 1378، ص15).
این عمل (جای‏گزینی فرهنگ بیگانه با فرهنگ خودی) به شكلی هوشیارانه كه بتواند یك ملت و جامعه را نسبت به فرهنگ خود بیگانه، و مطیع غرایز بیگانگان كند، عمدتا "تهاجم فرهنگی" محسوب می‏شود. دانشمندان غربی نیز به این واقعیت اذعان دارند. اتوكلاین برگ،4 یكی از روان‏شناسان اجتماعی غربی، در این زمینه می‏نویسد:
حتی در جریان پیاده كردن برنامه‏های بلندنظرانه و آزادمنشانه، چون كمك به همكاری فنی نیز نگرش استعماری و سایر اشكال استثمار متجلی است؛ مثلاً كشوری كه كمك‏های فنی به دیگری ارائه می‏دهد این انتظار را دارد كه كشور دریافت دارنده‏ی كمك، معیارها و الگوهای وی را برگزیند (روح‏الامینی،1372، ص101).
در كتاب‏های دایرة‏المعارفی غربی نیز به این مطلب اشاره شده است. میشل پانوف در كتاب فرهنگ جامعه‏شناسی در توضیح اصطلاح فرهنگ‏پذیری5 به این تسلط و استعمار فرهنگی غرب اشاره كرده و می‏گوید:
"این اصطلاح را از اواخر قرن گذشته انسان‏شناسان انگلیسی‏زبان به كار بردند و مراد از آن تعیین پدیده‏هایی است كه از تماس مستقیم و ادامه‏دارِ بین دو فرهنگ مختلف نتیجه می‏شوند و از تبدیل یا تغییر شكل یك یا دو نوع فرهنگ، در اثر ارتباط با یكدیگر، حكایت می‏كند؛ بنابراین، مراد از فرهنگ‏پذیری، جنبه‏ی ویژه‏ای از فرایند انتشار آن است. امروزه فرهنگ‏پذیری ـ گاهی در معنای محدودكننده‏تر ـ به تماس‏های خاص دو فرهنگ كه نیروی نامساوی دارند، اطلاق می‏شود؛ در این صورت، جامعه‏ی غالب كه هماهنگ‏تر ویا ازنظر تكنیك مجهزتراست ـ معمولاً ازنوع جوامع صنعتی ـ به‏طور مستقیم یا غیرمستقیم به فرهنگ حاكم تحمیل می‏گردد (پانوف؛ 1368،؛ ص17ـ18).
این محقق در تعبیری دیگر از این تهاجم در حالتی كه به شكلی گسترده‏تر، تمام عناصر فرهنگ مورد هجوم را از بین می‏برد و فرهنگ مهاجم را جای‏گزین می‏سازد، به "قوم‏كشی" یا "قومیت‏كشی"6 تعبیر می‏كند و می‏نویسد:
"هنگامی كه فرهنگ غالب در انهدام ارزش‏های اجتماعی و روحیات سنتی جامعه‏ی مغلوب و برای گسستگی وسپس نابودی آن می‏كوشد، واژه‏ی قوم كشی را ـ كه به تازگی رایج شده‏ـ به‏كار می‏برند تا القای اجباری‏فرایند "فرهنگ‏پذیری"را ازطریق فرهنگ غالب دریك فرهنگ‏دیگر (مغلوب) توصیف‏كنند. درگذشته جوامع‏صنعتی قوم‏كشی‏را باتظاهر به اینكه هدفشان از همانندسازی، ایجاد "آرامش" یا "تغییر شكل" در "جوامع ابتدایی" یا "عقب‏مانده" است، اجرانموده وبازهم اجرامی‏كنند. این‏عمل معمولاً تحت‏عنوان اخلاق، رسیدن به كمال مطلوب در پیشرفت و... صورت می‏گیرد (پانوف، 1368، ص137).
در تعریف پدیده‏ی "تهاجم فرهنگی" دیدگاه حضرت آیت‏اللّه خامنه‏ای، رهبرمعظم انقلاب، قابل توجه است. از نظر ایشان در "تهاجم فرهنگی" یك مجموعه‏ی سیاسی یا اقتصادی، برای رسیدن به مقاصد خاص خود و اسارت یك ملت، به بنیان‏های فرهنگی آن ملت هجوم می‏برد. در این هجوم، باورهای تازه‏ای را به زور و به قصد جای‏گزینی بر فرهنگ و باورهای ملی آن ملت وارد كشور می‏كنند (سازمان مدارك فرهنگی انقلاب اسلامی، 1373، ص3).

ادامه در ادامه مطلب



ادامه مطلب
  • دانلود فیلم
  • دانلود نرم افزار
  • قالب وبلاگ